Read وظیفه ادبیات by ابوالحسن نجفی Online

وظیفه ادبیات

Mahnaz Raoufi archive nobatema image Duzlu o lan yahoo id duzli.oghlan . Ghazi Wazir Mohammad Akbar Khan Institute Vacancy Math This job is archived It may have expired, or have been replaced by a similar job Use the organization, duty station or office links below to find current jobs.

...

Title : وظیفه ادبیات
Author :
Rating :
ISBN : 9789644484643
Format Type : Paperback
Number of Pages : 326 Pages
Status : Available For Download
Last checked : 21 Minutes ago!

وظیفه ادبیات Reviews

  • mohsen pourramezani
    2019-05-10 11:55

    کتاب چهار بخش دارد:ادبیات و واقعیت: مجموعه‌ی سخنرانی‌هایی است که در سال ۱۹۶۳ در شهر لنینگراد (سن‌پیترز بورگ) انجام شده و برای اولین‌بار نویسنده‌های اروپای غربی و شرقی در یک مجمع سخرانی می‌کنند.ادبیات چه می‌تواند بکند؟ یک سال به دعوت روزنامه‌‌ای نویسندگان در پاریس دور هم جمع می‌شوند.ادبیات و سیاست: تقریبا در همان سال نشست دیگری در شهر لاهتی فنلاند نیز انجام می‌شود.افزوده‌ها: مقاله‌های پراکنده‌‌ای با موضوع ادبیات است که توسط مترجم اضافه شده.این نشست‌ها همزمان با بحث‌های «رمان نو» در فرانسه است و بخشی از موضوعات سخنرانی در مورد این موضوع است. نویسندگان شوروی نیز بیشتر با نگاه رئالیسم سوسیالیستی و ادبیات متعهد سخنرانی می‌کنند.از لحاظ تاریخ ادبیات و آشنا شدن با نگاه‌ها و تئوری‌هایی که نویسنده‌های آن زمان داشتند، کتاب مفیدی است (از این لحاظ ۳ ستاره به کتاب می‌دهم) اما از لحاظ لذت بردن از متن و سخنرانی‌ها (به جز چند سخنرانی مثل اوژن یونسکو و…) جذاب نبود. به‌خصوص سخنرانی‌ نویسندگان شوروی که رنگ و بویی از حکومتی بودن و محافظه‌کاری داشت. (از این لحاظ دوستاره) https://goo.gl/ZTgIoC

  • Pooya Kiani
    2019-05-19 12:58

    حتماِ حتما بخوانید! از همه نظر عالی. کتاب مهمیه.

  • Ehsanmv
    2019-04-23 10:05

    گول عنوان خشک و مدرسه ای کتاب رو نخورید. نویسنده های اروپا و شوروی جمع شدن تا از ادبیات بگن و اینجا اختلاف نظرها و جدل ها فقط بین غرب و شرق نیست. از پافشاری رمان نویی ها مثل روب گری یه و ناتالی ساروت به عدم تهد هست تا ایمان نویسنده هایی مثل د بووار و سارتر و کامو به جایگاه رهایی بخش ادبیات. از بیهوده خواندن ادبیات هست تا ادبیات خواندن انسان. مجموعه سخنرانی هایی که به هم طعنه می زنن ولی همزمان هم رو تکمیل میکنن. ویترین کاملی از نقش هزار نقش ادبیات

  • Mohamad Yoosofi
    2019-05-16 12:59

    این کتاب، همان‌طور که مترجم در مقدمه یادآور شده، درواقع ذیلی بر «ادبیات چیست‌ِ» سارتر به‌شمار می‌آید و در چهار فصل، همان سؤالات بنیادی پژوهش سارتر را واکاوی می‌کند. این چهار فصل عبارت است از: «ادبیات و واقعیت»، «ادبیات چه می‌تواند بکند؟»، «ادبیات و سیاست؟» و «افزوده‌ها». عمده‌ی بخش‌ها سخن‌رانی‌های نویسندگان گوناگون دراین‌باره است که در یکی‌دو همایش جهانی که با محوریت این موضوع در دهه‌ی ۱۹۶۰ برگزار شده بوده، ایراد شده بوده است. کانون اصلی مناقشه‌های نویسندگان، مسئله‌ی «سومندی ادبیات» و به‌ویژه «سودمندی رمان نو» است. نکته‌ی جالب‌توجه دراین‌میان، رویاروشدن دو زیست‌جهان فکری شرق و غرب است و بیان آزادانه‌ی دیدگاه‌های هواداران هریک از این دو نظرگاه. نویسندگان شرقی در مقابل نویسندگان و اندیش‌مندان ادبی غرب قرار می‌گیرند و هر دو طرف، بی‌هیچ پروا و ملاحظه‌ای، یک‌دیگر را نقد می‌کنند. این به‌نقدکشیدن‌ها البته به دو حزب یا اندیشه‌ی شرقی و غربی منحصر نیست؛ بل‌که شرقی‌ها و غربی‌ها هریک خودشان را نیز به چالش می‌کشند و درباب چیستی ادبیات و کارایی‌های احتمالی آن به گفت‌وگو می‌نشینند. ازاین‌حیث، فضایی بس مغتنم فراهم شده است که خواننده می‌تواند از هر نگاهی، چیزی بشنود. موضوعی که به‌روشنی در میان این گفتارها به‌چشم می‌آید، منحصرکردن ادبیات و به‌ویژه ادبیات متعهد است به داستان. البته به‌خوبی پیدا است که شمار بسیاری از این نویسندگان زیر نفوذ دیدگاه‌های سارتر درباب ادبیاتِ متعهدند و ازآن‌جاکه سارتر تعهدمندی را در شعر یک‌سره رد می‌کند، در این گفت‌وگوها هم شعر و کارکردهای آن به‌کلی مغفول می‌ماند. با وجود نظرهای درخشان و پرمغزی که نویسندگان در جای‌جای این نوشتارها مطرح کرده‌اند، چنین می‌نماید که به‌سبب ذوقی‌شدن بخشی از بحث‌ها و نیز ماهیت همیشه سیّالِ ادبیات، این گفت‌وشنیدها در همان فضای دموکراتیکی که آغاز می‌شود، بی‌هیچ نتیجه‌ی جزمی و استواری به‌پایان می‌رسد؛ و به‌گمان من، شاید این پایانِ باز هم چندان بی‌معنی نباشد. هرکس ذوق و سلیقه‌ای دارد و ادبیات، در مفهوم وسیعش، بازتاب همین گستردگی و گونه‌گونگی است. درحقیقت، تنوعی که در ادبیات است، عامل اصلی گیرایی آن شمرده می‌شود؛ زیرا هرکس می‌تواند بسته‌به پسند شخصی‌اش، خوراک روحش را در ادبیات بجوید.بخش‌هایی از سخنان تأمل‌انگیز اوژن یونسکو درباب ادبیات و دنیای امروز:ـ من معتقدم که جهان از شهامت خالی است و برای همین است که ما رنج می‌کشیم. هم‌چنین معتقدم که رؤیا و تخیل، و نه زندگی سطحی، مستلزم شهامت‌اند و حقایقی اصلی و اساسی در اختیار دارند و آشکار می‌سازند؛ و حتی (برای دل‌خوشی ذهن‌هایی که فقط فایده‌ی عملی را می‌بینند) معقتدم که اگر امروز هواپیماها در آسمان پرواز می‌کنند، برای این است که ما پیش از پروازکردن، خیالِ پروازکردن را در سر داشته‌ایم. ما توانسته‌ایم پرواز کنیم؛ چون در خیال دیده‌ایم که پرواز می‌کنیم. و پروازکردن کاری بیهوده است. فقط پس از پیدایش پرواز، لزوم آن را ثابت یا ابداع کرده‌اند تا عذری برای بیهودگی عمقی و ذاتی آن بتراشند؛ عملی بیهوده که درعین‌حال، نیاز است. (۲۷۰)ـ انسانِ امروز اسیرِ ضرورت است و نمی‌فهمد که چیزی می‌تواند فایده نداشته باشد و این را هم نمی‌فهمد که باطناً همان چیز مفید است که می‌تواند بی‌فایده باشد، فرساینده باشد. اگر فایده‌ی چیزِ بی‌فایده و بی‌فایدگیِ چیز مفید را نفهمند، هنر را نمی‌فهمند و کشوری که در آن هنر را نفهمند، کشور برده‌ها و آدم‌های کوکی است؛ کشور مردم بدبخت است؛ مردمی که نمی‌خندند و لب‌خند نمی‌زنند؛ کشوری بی‌ذوق و بی‌روح. (۲۷۱)ـ تنهایی، جدابودن از دیگران نیست؛ بل‌که در خود فرورفتن و تأمل‌کردن است؛ و حال‌آن‌که جماعات و جوامع کنونی غالباً، چنان‌که گفته‌اند، از «تنهایانِ گردهم‌آمده» تشکیل شده‌اند. در زمان‌هایی که مردم می‌توانستند تنها باشند، هرگز سخن از «ارتباط‌ناپذیری» به‌میان نمی‌آمد. ارتباط‌ناپذیری و جداافتادگی، مضامین سوگ‌ناک جهان امروزند که در آن همه‌چیز مشترکاً صورت می‌گیرد و همه‌چیز مرتباً ملی یا اجتماعی می‌شود و انسان دیگر نمی‌تواند تنها باشد؛ زیرا حتی در کشورهای به‌اصطلاح فردگرا، شعور فردی به‌واقع در معرض تسلط و تخریبِ فشار دنیای غیرشخصی و فرساینده‌ی شعارها قرار گرفته است. چه عالی و چه دانی، چه سیاسی و چه تجاری، این‌ها از جنس همان تبلیغات نفرت‌انگیزند که بیماری قرن ما است. (۲۷۱تا۲۷۲)